پخش زنده
امروز: -
وزیر پیشین میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با تاکید بر انسجام داخلی گفت: قویترین سلاح ما وحدت است؛ اگر وحدت به هم بخورد، دشمن طمع میکند.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، آقای عزت الله ضرغامی در برنامه گفتگوی ویژه خبری به تحلیل پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران به مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران پرداخت و به پرسشها در این باره پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال: رهبر معظم انقلاب در پیامی ضمن قدردانی صمیمانه از حضور دهها میلیونی مردم ایران و عراق در مراسم تشییع رهبر شهید ایران خطاب به امام شهید امت تأکید کردند و عهد بستند که انتقام خون پاک آن شهیدان بزرگوار و همه شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بی آبرو خواهیم گرفت و این انتقام خواست ملت ما است و به طور حتمی باید اتفاق بیفتد و این جنایتکاران که یک فهرستی از صدر تا ذیل شان موجود است، آرزوی مرگی آرام در بستر را با خودشان به گور خواهند برد. تحلیل شما از این پیام رهبر معظم انقلاب را بفرمایید؟
ضرغامی: همانطور که اشاره کردید بیانیه مهمی از طرف رهبر عزیزمان امروز صادر شد. ظاهر بیانیه به نوعی تحسین و تجلیل نسبت به حرکت مردم، حماسههایی که در طول این چند روز آفریده شد، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور، با تعابیر خیلی زیبایی این تجلیل را از مردم ترسیم کردند. اما به اعتقاد من این بیانیه یک اعلام مواضع محکمی در این شرایط حساس جهانی بود که همه منتظر هستند بعد از این حادثه عظیم حضور میلیونی مردم در طول روزهای مختلف که استثنایی است و میشود بگوییم رکورد همه تجمعات اینچنینی را شکست. امروز یک خبر دیدم که ترامپ در بخشهای مختلف خبری این برنامهها را دیده است، بسیار عصبانی شده است و خیلیها را توبیخ کرده است و از خیلیها توضیح خواسته است. حتی آنجاهایی که ملاقاتهای رسمی ادای احترام هیئتهای خارجی بوده خیلی او را به هم ریخته است که مگر قرار نبود که به اینها تذکر داده شود که هیچکس به ایران نرود و گفته است یک مشت دروغگو دور من هستند.
خودش که دیوانه است، اما رفتاری که در این دو سه روز از خودش نشان داد که کاملاً بهم ریخته است. این مطلبی که حضرتعالی خواندید، همین دو جمله آخر را که در بیانیه امروز است، فرمودند فهرستی از صدر تا ذیل شان موجود است، آرزوی مرگ آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. اینها خیلی محکم است خطاب به ترامپ و نتانیاهو و هرکس که با آنها همراهی کرده است. این را فرمودهاند که آنها باید بدانند که این امر متوقع بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست، ما باشیم یا نباشیم این مطلب محقق خواهد شد، به زودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد، این بیانیه خیلی بیان بلندی است. اجازه بدهید یک مقدار مبنایی و قرآنیتر به فرمایشات ایشان نگاه کنیم، شهید مطهری یک جملهای از حضرت امیر نقل میکنند که میفرماید اگر خداوند به مستکبران و ظالمان مهلت میدهد، به معنای این نیست که عهدش را فراموش کرده است، بلکه یک فرصتی داده است که در مرصاد و کمین گاه آنها است و مثل یک استخوانی که در گلو هر لحظه آن کسی را که استخوان خورده است را خفه خواهد کرد، خدا اینها را نابود میکند، این را ذیل آیه مرصاد در سوره فجر شهید مطهری به آن اشاره میکنند.
ترامپ همین الان تمام وجودش رعشه و ترس لرز است، یک توئیت زد و گفت اگر کسی من را بکشد هزار موشک آماده است و دستور من را نمیخواهد و این هزار موشک به سمت ایران شلیک میشود که این نشان میدهد که خیلی دچار استیصال و ندانم کاری شده است که فوراً این احساس را میکند. هواپیمای خودش را از ترکیه که میرفت عوض کرد و هواپیمای دیگری را سوار شد. من دیدم بی بی سی در بخشهای خبری اش یک تکهای از من نقل کردند و به توئیت ترامپ چسباندند. من یک چیزی در صفحه توئیتری خودم نوشته بودم و گفته بودم که ترامپ کاملاً در دسترس ما برای انتقام بود و اگر نبود بخاطر حسن همجواری و احترام همسایگان ما انتقام این جنایت را از او میگرفتیم. بی بی سی این توئیت من را کنار توئیت ترامپ گذاشته است و با شواهد دیگر گفته است که اینها به طور جدی دنبال انتقام هستند که همین هم است. این فرمایش رهبری نشان میدهد که به فضل خدا این انتقام به زودی انجام خواهد شد، توسط آزادگان دنیا، من دیدم یک تعبیر دیگری رسانههای خارجی کردهاند که مثلاً ایران خودش وارد عمل نمیشود، افراد واسطه دارد، در دنیا کسانی هستند بروند این کار را انجام بدهند، شروع به تحلیل کردند، من معتقد هستم هر کسی در هر سطحی که به این جنایت بزرگ کمک کرد، مرد بزرگی از تبار پاکان تاریخ، رهبر شهید ما یک شخصیت کاملاً استثنایی بودند، همراه خانواده بزرگوارشان که به شهادت رسیدند، ما پدرکشتگی داریم.
یعنی تکلیف ما با امریکا به طور جدی روشن بود، حالا دیگر روشنتر است و من فکر میکنم که این فضایی که ایشان ایجاد کردند به گونهای است که دشمن و آنها خیلی بیشتر الان نگران هستند و میترسند و رفتارهای غلط از خودشان نشان میدهند. من از این جهت امید دارم که این اتفاقاتی که افتاد به زودی و به سرعت نتیجه خودش را نشان بدهد. یک جملهای من درکنار این موضع سخت و درستی که ما داریم، من بعضی از اوقات میبینم که خیلی از اموری که میتواند مایه وحدت ما باشد، راجع به انسجام ملی صحبت میکنم، بخصوص فرمایشات رهبری عزیز ما که روح و ذات او ایجاد وحدت است، بعضیها از آن تفرقه و کثرت استنباط میکنند، این حتماً کار خوبی نیست. یک تعبیری راجع به مذاکرات کنم، این مذاکرات برای ما مثل اکل میته است، البته بعضیها مثل شربت شیرین بخواهند تعبیر کنند. اکل میته برای آن جوانهایی که شاید با این کلمه آشنا نباشند، خوردن گوشت مردار و میت است که بله اگر در بیابان کسی از گرسنگی دارد میمیرد، اگر الاغ مردهای آنجا افتاده است واجب است که از گوشت آن بخورد تا زنده بماند. ولی خیلی سریع شرایط اضطرار که عبور میکند دیگر آن کار بسیار تقبیح شده است. اکل میته این است. تشخیص نظام و رهبری این بود که در یک مقطعی مثل اکل میته این گفتوگوها با دشمن صورت بگیرد، به دلایلی که در سراسر جهان بازتابهای خوبی بعنوان بازدارندگیهای روانی رسانهای داشته باشد.
ولی اصولاً باید بگوییم که اکل میته است؛ لذا اگر رهبری عزیز ما فرمودند که من علی الاصول با این رفتار مقابل دشمنان جنایتکار موافق نیستم، ولی از مذاکرات حمایت کردند. خود این تعبیر، من یک یادداشتی در این زمینه دارم، ایشان میخواستند همه جریانهای فکری ما بر سر سفره انقلاب نگه بدارند. هم آن بچههایی که توقعات تندتر دارند و هم کسانی که دارند در یک میدان دیگری یک وظیفه دیگری انجام میدهند. خب این نگاه یک نگاه وحدت آفرین است، این تعبیر تعبیری بوده است برای اینکه وحدت در کشور حاکم شود. نباید خدایی ناکرده از این استنباط تفرقه و اختلاف کنیم. یک جمله حضرت امام دارند درخصوص اسلامی شدن دانشگاه در قصه انقلاب فرهنگی بود که چطور دانشگاه اسلامی میشود، امام در ملاقات با چند تن از دانشجویان فرمودند که باید هم استاد و متن و هم نظامهای دانشگاه باید اسلامی شوند. بعد یک جمله کلیدی گفتند، فرمودند اصل استاد است، استاد الهی متن مادی را هم الهی درس میدهد و استاد مادی متن الهی را مادی تفسیر میکند. پس این استاد است که میتواند آن متن چه الهی باشد و چه مادی، آن چیزی را که خودش میداند را دربیاورد. بعضی از موقعها موضوع کاملاً روشن است، اما ممکن است یک عدهای از هر پیام وحدت بخش استنباط تفرقه و کثرت کنند و آن را اشاعه بدهند.
این خوب نیست و من اشاره میکنم که و جواب بعضی از عزیزانی که تصورشان این است که ما یک وظیفهای داریم که نقد کنیم و اشکالات را بگوییم، اینها حرفهای درستی است و کسی مخالف نقد نیست. حتماً در جریان مذاکراتی که دارد صورت میگیرد اگر کسانی حرف حساب دارند، نقد دارند، مجلس یا جای دیگر، اینها را باید بگویند، امر به معروف کنند و نهی از منکر کنند. امر به معروف و نهی از منکر برخلاف آنچه که در این سالهای اخیر در کشور ما استنباط شد و شهید مطهری ۷۰ سال پیش اینها را نقد کرده است که امر به معروف فقط اشاره به لباس و موی سر یک آدم نیست، امر به معروف و نهی از منکر معنی بالایی دارد که سیدالشهداء که قیام کردند گفتند قیام من برای امر به معروف و نهی از منکر بود. من این را به طور جدی قبول دارم، اصلاً نهی از منکر برای اصحاب قدرت است، کاری که امام حسین کرد، فرمود من قیام کردم از موضع اصلاح طلبانه، اصلاح طلبی کرده است، و برای امر به معروف و نهی از منکر است. من به خیلی از دوستان میگویم که امر به معروف و نهی از منکر تعطیل نیست، در هر سطحی اشکالات باید گفته شود. اما اگر خدایی ناکرده تبدیل به تخریب و اهانت شد، این چیزی نیست که رهبری عزیز ما بخواهد، رهبر شهید ما توصیههایی که داشتند، هیچ مطابقت ندارد. اینها را باید بزرگان ما، دلسوزان ما، آنهایی که صاحبان تریبون هستند و حرف شان تأثیر دارد اینها را برای مردم تشریح کنند.
اخیراً خواندهام در مناظرههایی که بین شهید بهشتی بود و افرادی مثل کیانوری و آنها اوایل انقلاب تلویزیون اینها را پخش میکرد، کیانوری رئیس حزب توده بود، یک آیه خواند که اشتباه خواند، شهید بهشتی از زیر یک کاغذی نوشتند و درست آیه را نوشتند و از زیر به ایشان دادند و ایشان آیه را درست خواندند. بعد از مناظره از شهید بهشتی سؤال میکنند شما همانجا میگفتید ایشان سواد ندارد و قرآن را اشتباه میخواند، ادعا میکند، آقای بهشتی قریب به این مضمون گفتند ما آمدهایم برای اخلاق، برای یک دین، برای یک رفتار درستی که مبتنی بر شیوه و سیره ائمه باشد، حالا من او را بخواهم ضایع کنم، به قول جوانها با کامیون از روی او رد شوم، چه میشود حالا به کجا میرسیم. ما اینها را به بهانه بحثی که این روزها است، توصیه و تأکید من این است جدیترین سلاح ما انسجام و وحدت ما است. اگر از رهبر عزیزمان سؤال کنیم که مهمترین سلاح ما چه است، میفرمایند وحدت ملی است. ما یک مقدار تعابیر را عوض کردیم، اول انقلاب میگفتیم ملی مذهبی ها، فحش بود، میگفتیم جبهه ملی نهضت آزادی، ملی مذهبی هستند. آخر ملی مذهبی رهبر شهید ما است، آخر ملیت و ایران دوستی و کشور دوستی رهبر شهید ما بود و آخر دیانت آن بزرگوار بود. یک مقدار مفاهیم تغییر کرده است، ما نباید دوباره به تنظیمات کارخانه برگردیم. مهمترین سلاح ما اگر وحدت است باید آن را حفظ کنیم.
سؤال: در مراسم تشییعی که اتفاق افتاد و بسیار هم با شکوه بود، هم پرچمهای سرخی که مردم در دست داشتند و هم شعارهایی که آنجا مطرح میکردند، یک مطالبه عمومی مطرح بود مبنی بر خونخواهی و انتقام، آن چه که امروز رهبری پیام صادر فرمودند، پاسخ بود به این مطالبه که مردم مطرح میکنند و این چیزی نیست که از سر هیجان یعنی یک اتفاق هیجانی که شکل گرفته باشد، راجع به این موضوع تحلیل شما چیست؟ فکر میکنید که چقدر...؟
ضرغامی: کاملاً درست است، در فرمایشات رهبری شهید ما هست که قیام امام حسین (ع)، اوج عقلانیت است؛ نزدیک به این مضمون؛ یعنی آنهایی که خواستند آن حرکت امام حسین را احساسی و طور دیگری نشان دهند، حضرت آقا فرموده بودند که این اوج عقلانیت است که در این شرایط؛ جز این مسیر هیچ مسیر دیگری نیست. در یادداشتهای من هست، مردم تکلیفشان را در این چند روز...، من یک اعتقادی دارم؛ جماعت وقتی میآید یک چیزی را مطالبه میکند، درست حرکت میکند، این که رهبری شهید ما فرمودند بعثت مردم؛ معتقدم بعثت مردم یعنی مشارکت در رهبری، این هم یک خرده تئوریزه کردم و در یادداشتهایم گفتهام که چرا مردم مبعوث شده در رهبری مشارکت میکنند، شانه میدهند زیر بار رهبری؟
سؤال: امامت جامعه را به عهده میگیرند؟
ضرغامی: در امامت جامعه، مردم واقعاً مشارکت و همراهی میکنند. وقتی مردم در صحنه میآیند و با صراحت از قصاص دم میزنند و قصاص را مطالبه میکنند، تکلیف ما روشن است، ما حتماً دنبال قصاص هستیم، منتها کیفیت و فرایند این قصاص و اتفاقاتی که باید در این چارچوب بیفتد، قاعدتاً برنامهریزی و جهتگیری میخواهد. مهم این است که در جهان بینی همه آحاد و مسئولان کشور، من بعضی موقع به این آقایان میگویم، آقا شما سر میز مذاکره که میخواهید حاضر شوید یا دستتان میرسد باید در اوج نفرت و کینه، لبریز باشید از کینه وقتی با آمریکاییها گفتوگو میکنید و میخواهید به یک تفاهمی برسید. این اگر فراموش شود، دیگر بقیه را هم دنبال خود میآورد. من نسبت به همین فرمایش شما، یک چیز دیگر یادم افتاد؛ حضرت آقا خودشان مظهر جلال و جمال بودند؛ این مهم است؛ یعنی ما هیچ کس را مثل رهبری شهیدمان نداریم که در صفات جمال و جلال در اوج باشد.
من در این ۱۰ سال و خردهای که با ایشان از نزدیک ارتباط داشتم، کاملاً این را احساس میکردم، مثال بزنم برای شما؛ وقتی سعد حریری به ملاقات ایشان آمد، از قبل هم آماده بود محکم، آمد خدمت ایشان و گفت حزبالله باید خلع سلاح شود، حالا آقا باید جواب دهد که تو بیخود این حرف را میزنی، چه کسی گفته حزبالله باید خلع سلاح شود؟ آقا از کجا شروع کرد؟ به ایشان گفت شما رمان گوژپشت نتردام را خواندید؟ چه میداند رمان چیست؟ آقا ما نخواندیم، چیست؟ رهبری فرمودند که گوژپشت نتردام یک رمان است با این مشخصات، مال ویکتور هوگو است، ۱۸۳۱ نوشته، آقا گفتند این یک رمانی است که در آن یک عروس و خانم زیبایی است و زیباترین زن پاریس است؛ اینها عین جملات رهبری است. اسم این خانم هم در آن رمان اسمرالدا است. آقا از وزیر فرهنگ ایشان میپرسد شما اسم این خانم در رمان را میدانی؟ او میدانست، آن وقت که میگوید اسمرالدا، آقا میفرماید بارکالله، ایشان معلوم است که حالا به تعبیر من، یک چیزی حالیاش است. وزیر فرهنگشان است. آقا میگوید آقای حریری این زن، چون زیباست، همه به او طمع دارند و میخواهند متعرض او شوند، یک خنجر تیزی دارد که هر وقت یکی میخواهد به او تعدی کند، با این خنجر تیز دمار از روزگارش درمیآورد و طرف را میکشد.
بعد آقا میفرماید لبنان عروس خاورمیانه است، میدانید این اصطلاح در مورد لبنان است؛ لبنان عروس خاورمیانه است، همه به آن نظر دارند، حزبالله آن خنجر تیز اسمرلدا است که از یک عروس مراقبت میکند. ببینید چقدر زیبا؛ این اصلاً دیگر خلع سلاح شد، چه بگوید راجع به حزبالله؟ اینجا فرصت شد که ویژگی رهبر را باز تأکید کنم؛ این جلال و جمال را. ما میتوانیم خیلی از اوقات داخل خودمان؛ خودیها، داخل انقلاب با آن تعبیر ملی که امروز همه ما داریم؛ این حوادث یک سال نشان داد که بعضی خطکشیها چقدر غلط بوده؛ یعنی وقتی رهبری شب عاشورا به مداح فرمودند از ایران بخوان، خیلی چیزها دیگر متفاوت میشود برای آینده، ما نباید برگردیم به گذشته، حالا باید یاد بگیریم که در داخل خودمان، همه دنبال انتقام و قصاص هستیم، این کینه از دل ما بیرون نمیرود. یادمان باشد قویترین سلاح ما؛ وحدت است، اگر وحدت به هم بخورد، دشمن طمع میکند. من همچنان معتقدم حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ازجمله اتفاقاتی بود که دشمن طمع کرد، احساس کرد که کشور مثل این که اختلاف است، همه به جان هم افتادند، گفت ما حمله میکنیم ظرف سه روز شرایط را آماده میکنیم برای این که اینها بیایند و جایگزین شوند.
این را ما باید دوستان ما، خود من، من حدیث نفس میکنم، واقعاً به خودم میگویم؛ هر چقدر این را بیشتر مراقبت کنیم، به خصوص آنجاهایی که جزو محکمات است، یعنی رهبر عزیزمان خیلی صریح راجع به وحدت فرمایش میکنند، اگر کسی هم احساس میکند یک کسی مثلاً یک جایی طور دیگری حرف زد، فوراً باید بگوید ایشان منظورش چیز دیگری بود و الا ایشان که فرمایش رهبری را قبول دارند، همه داریم یک حرف را میزنیم و دنبال یک مسیر هستیم، اگر خدای ناکرده رسانههای ما که متأسفانه بعضی رسانههای ما؛ بعضی رسانههای کوچکتر در فضای رسانهای، چون به جریانات سیاسی تعلق دارند، فوراً هیزم این آتش را قویتر و شعلهور میکنند که به نظرم یکی از وظایفی که رسانه ملی به عهده دارد و واقعاً هم همکاران عزیز ما تلاش میکنند و زحمت میکشند با همه مشکلاتی که در یک سال گذشته دارند، این که فضایی ایجاد کنند که این توهمات و اختلافات کم شود، هر چقدر ما در این حوزه موفق باشیم، شمشیر نظام و قصاص را تیزتر کردیم.
سؤال: در تحلیلهایی که به ویژه رسانههای خارجی راجع به مراسم تشییع مطرح میکردند؛ این بود که میگفتند این مراسم تشییع انگار اعتماد به نفس جمهوری اسلامی ایران را بالا برده و آن چه که الان اتفاق افتاده، شجاعت مضاعفی است بعد از جنگ، پیام رهبر معظم انقلاب هم که تقدیر و تشکر از مردم کردند و وعده دادند که انتقام و خونخواهی اتفاق خواهد افتاد، از یک موضع اقتداری بود که نشان دهد جمهوری اسلامی کوتاهبیا سر این ماجرا نیست؛ همان تعبیر پدرکشتگی که شما به کار بردید؛ واقعاً تعبیر درستی است و بر سر همین موضع هم ایستاده و این نشان میدهد که ما خیلی با یک ظرفیت مضاعفتری به نسبت آنچه در جنگ اتفاق افتاد که نمایش قدرت سخت ما بود و با یک ظرفیت مضاعفتری که در مراسم تشییع اتفاق افتاد که قدرت نرم ما را به دنیا نشان داد، این دو، یک ظرفیت بسیار بزرگی ایجاد کرده است. به نظر شما استفاده از این ظرفیت چه الزاماتی دارد؟
ضرغامی: همین طور است، همان طور که این تصاویر دنیا را تکان داد؛ من تعقیب میکردم، برخلاف رویههای گذشته رسانههای جهانی، این امپراطوری رسانهای که همیشه تهدید و محدود میکنند حضورهای گسترده مردمی را، این دفعه، بازتر عمل کردند، تصاویر گسترده حضور مردم را خیلی از اینها نشان دادند، نتوانستند چشم خود را ببندند.
سؤال: انکارش سخت بود؟
ضرغامی: بله، نمیشد، نتوانستند چشم ببندند، من خود که از منزلمان راه افتادم؛ ۶ صبح بود، حدود یک ساعت و نیم از منزل ما تا مصلی راه است، فکر میکردم حالا چه کار میکنم؟ کفش نرم پوشیدم، گفتم همیشه کوه میروم، الان پیاده میروم، آمدم دیدم از جهت مخالف من، جمعیت زیاد؛ زن، مرد، بچه، بزرگ و خانمها هنوز کلی فاصله دارند تا برسند به من تا همراه من بروند به مصلی، اصلاً من اینها را دیدم خجالت کشیدم از خودم که فکر کنم دارم شاخ غول را به قول این جوانها میشکنم. هر جا میرفتی، به خصوص در تشییع، حالا ما یک کاری هم کردیم، ضمن تشکر از همه زحماتی که دوستان کشیدند، خیلی موفق بودند، بعد هم عذرخواهی کردند، ما آن روز تشییع هم در اطلاعرسانی درست عمل نکردیم، یعنی خیلی از مردم شرق تهران در تاریکی قبل از طلوع آفتاب آنجا بودند؛ جمعیت میلیونی؛ شما تصویرهای آن را پخش کردید، من گزارشهای خوبی دیدم از تلویزیون، و بعد، تشییع از آنجا شروع نشد.
من یک تعبیری کنم؛ در این جمعیت که میرفتند، حالا آن نماز؛ یک چیز، تشییع را میگویم؛ این جمعیت فشرده و طولانی که مقدار زیادی آمدم، به هر چهارراه میرسیدم، خیال میکردم این چهارراه یک نفسخوری دارد، اگر من نفسم بالا نمیآید، بروم آرام در یک خیابان فرعی، نفسم درست شود، میدیدم از آنجا جمعیت بیشتر میآید در این مسیر اصلی، من یاد آیات قرآن افتادم؛ تعبیر من این است که این جمعیت میجوشید؛ به معنای واقعی میجوشید. شما در قرآن وقتی طوفان نوح میآید، همه تذکرات داده میشود، گوش نمیکنند، هزار سال عمر شریف و نبوتش بود، ما با هفت هزار سال؛ کل خلقت بشری؛ یک هفتم آن، مال نوح بود که هر چه گفت اینها آدم و همراه نشدند، بعد وقتی عذاب آمد، قرآن میگوید این آب از زمین و آسمان و همه اطراف میجوشید و اصلاً آن آب اولیه از آن تنور بیرون آمد. من دیدم این جمعیت میجوشد، نمیخواهم رمانتیک حرف بزنم، این جمعیتی که جوشید و دنیا نتوانست چشم ببندد، طوفانی ایجاد خواهد کرد و ایجاد شده و امواج سهمگین آن هر روز مشاهده میشود، که آن ناوی که رهبر شهید ما گفت سلاحی داریم که آن ناو را نابود میکند، این سلاح؛ همان است. خرابش نکنیم.
سؤال: جمعبندی؟
ضرغامی: تشکر میکنم از شما، من بحث خاص دیگری ندارم، از شما، همکاران و دوستانمان سپاسگزاری میکنم؛ از همه تلاشهایی که صورت گرفته، این مردم برانگیخته شده که معتقدم اگر ما بدرقه کردیم رهبر شهیدمان را؛ یک تعبیری دارم که رهبر شهید ما، ما را بدرقه کرد، او ما را بدرقه کرد؛ در واقع این مردم مبعوث شدند به سمت قلهای میروند که او به مردم نشان داد، مردم راه سختی را در پیش دارند، در واقع رهبری آمد این مردم را از زیر قرآن رد کرد، رهبری آمد مردم را بدرقه کرد و فکر میکنم هیچ چیزی خوشایندتر از این نیست که یک رهبر مردمی وقتی از دنیا میرود، احساس کند که مردمش به درستی هدایت شدند و مسیر درستی را میروند.